مقدمه
تعیین چارچوب برای هر نوع رواندرمانی، ضروری است؛ مرزها را تثبیت میکند و یک رابطهء امن را به وجود میآورد که درمانجو بتواند در آن کار کند. همچنین تعهد درمانی را پایدار میکند و قوانینی برای تعامل میان درمانگر و درمانجو را در طول درمان قرار میدهد. تعیین چارچوب میبایست فعالانه و در مرحلهء آغازین درمان صورت گیرد.
چارچوب رواندرمانی شامل مواردی مثل:
- قوانین: تثبیت قوانین، پاسخگو بودن و رفتار مناسب برای هر درمانجو و درمانگر
- زمان: زمانی که درمان در آن رخ خواهد داد، چند جلسه خواهد بود و اینکه درمان چه مدت طول خواهد کشید.
- محیط: مکانی که درمان در آن رخ خواهد داد.
- هزینه: درمان چقدر هزینه خواهد داشت و درمانجو چگونه پرداخت خواهد کرد.
- نحوهء تماس با درمانگر: درمانگر چگونه میتواند در یک موقعیت اورژانس در دسترس باشد یا برای مواقع ضروری برنامهریزی کند.
- نظارت و سایر موضوعات مرتبط با آموزش درمانگر
چرا به چارچوب نیاز داریم
از میان تمامی عناصر روان درمانی تحلیلی از چارچوب درمانی بیش از بقیه کاریکاتورسازی میشود. ۴۵ دقیقه از وقتمان گذشته است و همیشه دو صندلی رودروی هم در کارتونها و فیلمهای طنزآمیز قرار دارند. این مساله ممکن است بخاطر تفاوت ارتباط درمانی با روابط اجتماعی معمول باشد. اما ما نیاز داریم آنچه را در درمان در جریان است از آنچه در بیرون رخ میدهد جدا کنیم. حضور در جلسات درمانی میتواند دشوار باشد (آسیب پذیری، عواطف قوی مثل شرم و… را آشکار میکند). برای تحمل این شرایط نیاز به اطمینان از امنیت محیط درمانی داریم. بنابراین همواره باید عواملی را که مرتبط با این فضا میباشد، در نظر بگیریم. هر کدام از عوامل در قالب چارچوب درمانی شناخته میشوند. شروع و تداوم جلسات رواندرمانی تحلیلی بدون در نظر گرفتن این عوامل همواره با چالش و یا حتی قطع جلسات مواجه خواهد شد. درمانگر و درمانجو باید با جزئیات درباره این عوامل گفتوگو کنند. هیچ درمانگری مجاز نیست بدون اینکه این چارچوبها را در کارش لحاظ کند فرآیند درمان را آغاز کند.
مولفههای چارچوب درمانی
مولفههای زیادی در چارچوب درمانی وجود دارد؛ برخی بیشتر عینی هستند و برخی بیشتر انتزاعی، اما تمام این مولفهها اهمیت دارند و در ادامه به آنها میپردازیم.
نقش
هر کدام از ما در زندگی روزمرهمان نقشهای مختلفی را ایفا میکنیم. یک نقش، یک وظیفه یا یک عملکرد است که در یک موقعیت خاص ایفا میکنیم. درمانجو بودن نیز میتواند یکی از این نقشها باشد. تعیین و ارتباط نقش درمانگر و درمانجو بخش مهمی از چارچوب درمانی است. ممکن است تصور کنید نقشی که درمانگر و درمانجو ایفا میکنند، واضح و بدیهی است، اما الزاما اینگونه نیست. مفهوم نقش اجزای مختلفی دارد. کارکرد یکی از آنهاست، بدین معنا که چکار میکنیم. بنابراین درمانگران تحلیلی کارکردهای مختلفی دارند. ارزیابی کردن، گوش دادن، تلاش برای همدلی و فهمیدن به روشی بدور از قضاوتها و نظرات شخصی، تلاش برای برقراری و تعهد به چارچوبهای درمانی، بدون تخطی از آنها، تداوم درمان شخصی و دریافت سوپرویژن همزمان با فعالیت بالینی. در مقابل، نقش و وظیفهء درمانجو شامل حضور، توجه به جزئیات، پرداخت هزینه، صحبت کردن و مشارکت در رواندرمانی است. کارکرد درست هر یک از این نقشها نیازمند به رسمیت شناختن رفتار مناسب و نامناسب در درمان است. مثلا، درمان تحلیلی یک درمان مبتنی بر حرف زدن است، بدین معنا که آنچه خارج از این چارچوب است(مثل تماس و لمس بدنی) بخشی از نقشهای فوق نیست. یا نقش درماجو اینست که هر آنچه را به ذهنش میرسد بیان کند، اما این نقش درمانگر نیست که هر آنچه را به ذهنش میرسد بیان کند.
زمان
زمان یکی دیگر از مولفههای مهم درمان است. وقتی فرآیند درمان تحلیلی را آغاز میکنیم، در کنارش فواصل زمانی خاص و ثابتی را هم تعیین میکنیم.معمولا زمان جلسات ۴۵ یا ۵۰ دقیقه است و با تواتر یک یا دو بار در هفته در نظر گرفته میشود. ممکن است درمانجویی آرزوی مراقبتی بیقید و شرط و نامحدود داشته باشد یا درمانگری تصمیم بگیرد که جلسه خسته کننده است و بهتر است جلسه را کوتاه کند. پایبندی نسبت به محدودیتهای زمانی و زمانهای تعیین شده و رعایت چارچوبی ثابت برای درمانجویان کارکرد مراقبت کننده دارد و کمک میکند تا زمان در فرآیند درمان بهتر هدایت شود. محدودیتهای زمانی بخشی از چارچوب درمانی است، نه به این خاطر که درمانگر مستبد یا مضایقه کننده است، بلکه به این دلیل که بتواند از درمانجویان و خودش مراقبت کند. هر درمانگری چارچوب زمانی جلسات درمانی را بر اساس برنامهء کاری و زندگی شخصیاش تنظیم میکند، و اگر از این چارچوب خارج شود، کارکرد مناسب خود در فرآیند درمان را از دست خواهد داد. برعکس این حالت نیز اهمیت دارد. مثلا درمانگر مجاز نیست بخاطر کارهای شخصی خود، جلسه را لغو یا زمان جلسه را کاهش دهد. با این حال گاهی ممکن است کمی انعطاف در رعایت چارچوب لازم باشد، اما با آگاه بودن از محدودیتهایمان، مثلا درمانجویی که در اواخر جلسه عواطف شدیدی را تجربه میکند و در وضعیت آسیب پذیری قرار دارد ممکن است درمانگر چند دقیقهای دیرتر جلسه را به اتمام برساند.
مکان جلسات
جایی که درمان در آن واقع میشود اهمیت زیادی دارد. پارک، کافه، مکان تفریحی، بالکن و… مکان مناسبی برای جلسات درمانی(حضوری و آنلاین) نیستند، چرا که رواندرمانی یک برنامهء حرفهای است نه یک ملاقات اجتماعی. معمولا جلسات در کلینیک یا مطب خصوصی درمانگر برگزار میشود، حتی در جلسات آنلاین نیز نیازمند مکانی آرام و خلوت هستیم؛ جایی که بتوانیم تمرکز و راحتی لازم برای حرف زدن را داشته باشیم. رعایت این چارچوب برای محافظت و امنیت رواندرمانی، درمانجو و درمانگر ضروری است. علاوه بر این، درمانجو در جلسات درمان دربارهء خصوصیترین مسائل خود و زندگی شخصیاش حرف میزند، بنابراین اهمیت دارد که حفظ حریم خصوصی او در اولویت باشد.
هزینهء جلسات
صحبت کردن درباره هزینه همواره میتواند سخت و همراه با چالش باشد. با این حال هزینه هم یکی از عناصر اصلی چارچوب درمانی است. باید بر این موضوع تاکید کنیم که در نظر گرفتن هزینهء مشخصی برای دریافت خدمات حرفهای بخشی از واقعیت جلسات رواندرمانی است. ممکن است گاهی از درمانجویان بشنویم که “اگر درمانگر واقع مراقب من است، لازم نیست هزینهای از من دریافت کند، یا باید هزینه پایینی دریافت کند”. دریافت هزینه به این معنی است که درمانگر مراقب درمانجویان و درمانشان به نحوی حرفهای هستند، برای همین بر پرداخت هزینه تاکید میکنند. در واقع رواندرمانگری یک حرفه است و درمانگر مخارج زندگی خود را از این راه تامین میکند.
دریافت هزینهء خیلی بالا یا خیلی پایین، همواره میتواند مسیر درمان را به انحراف بکشاند. درمانگران حرفهای بین میزان هزینه و شرایط و نیازهای درمانجویان تعادل برقرار میکنند. به همین منظور درمانگر میزان درآمد درمانجویان را از آنها میپرسد، یا اگر از طریق دیگری هزینه را پرداخت میکنند (پرداخت توسط والدین، بیمه و…)، در تعیین هزینه آن را در نظر میگیرد. گاهی حتی با درنظر گرفتن این موارد ممکن است بخاطر عدم توان پرداخت هزینه، درمانگر نتواند با مراجعی جلسات را شروع کند. در این شرایط درمانگر میتواند به درمانجو کمک کند تا جلسات را با درمانگر دیگری که توان پرداخت هزینه را دارد شروع کند. بنابراین با وجود اینکه انعطافپذیر بودن درمانگر اهمیت دارد اما همواره باید چارچوب درمانی را ضمن در نظر گرفتن محدودیتهایمان حفظ کنیم. درمانگرانی که از این محدودیتها عدول میکنند، خودشان را بزودی کاملا عصبانی با درمانجویانشان مییابند.
بعد از توافق بر سر میزان هزینه، توافق درباره نحوهء پرداخت آن نیز اهمیت دارد. برخی مراجعین ممکن است قبل از هر جلسه هزینه را پرداخت کنند، برخی در پایان ماه، و برخی بعد از تعداد جلسات مشخصی.
اطلاعاتی برای برقراری تماس
با وجود اینکه میبایست درمانگر این مسئله را روشن کند که درمان تنها در خود جلسات درمانی انجام میشود، اما دو دلیل عمده وجود دارد که چرا ممکن است درمانجو نیاز به تماس با درمانگر خارج از زمان جلسات داشته باشد:
۱- در مواقع اورژانسی ۲- برای بیان و اطلاع دادن موارد ضروری نظیر نیاز به تغییر یا لغو زمان جلسه.
درمانگر باید به نحوی مستقیم این موارد را با درمانجو مطرح کند:
با وجود اینکه درمان در اینجا و اکنون و در چارچوب زمانبندی جلساتمان خواهد بود، در مواقعی که شرایط اورژانسی است یا اگر نیاز داشتید که من بدانم باید جلسهای را لغو یا تغییر زمان بدهید، میتوانید از این طریق با من در تماس باشید…
این راهنمایی هر دو مورد (چگونگی دسترسی به درمانگر و دلایلی که برای آنها میتواند تماس بگیرد) را بیان میکند. بنابراین، درمانجو نمیتواند صرفا برای حرف زدن با درمانگر تماس بگیرد و این بخش مهمی از چارچوب درمانی است. رعایت این چارچوب از این جهت اهمیت دارد که تنها با مطرح کردن موضوعات در جلسهء درمان میتوان به جزئیات آن پرداخت و خارج از این فضا نمیتواند بستر مناسبی برای پرداختن به موضوعات مهم باشد.
سوپرویژن و موضوعات مرتبط با آموزش
در رواندرمانی تحلیلی، درمانگران همواره جهت حفظ و رشد کیفیت کارشان نیاز به نظارت بالینی و کمک گرفتن از یک سوپروایزر دارند. در واقع این مساله که درمانگر با یک ناظر دربارهء جلساتش با درمانجویان تبادل نظر خواهد کرد و این بخشی از چارچوب درمان است. بنابراین هیچ دلیلی برای پنهان کردن آن وجود ندارد. این موضوع برای درمانجویان نیز منافعی دارد، چرا که میتوانند مطمئن باشند که درمانگرشان توسط شخص دیگری تحت نظارت و بررسی قرار میگیرد. البته که ضروری است قبل از بردن گزارش یا ویدئوی جلسه نزد سوپروایزر، ابتدا با درمانجویان در این مورد توافق شود و رضایت آنها گرفته شود.
تحلیل شخصی درمانگر
درمانگر تحلیلی شدن مسیری نسبتا دشوار است. رواندرمانگر همانند درمانجویان اضطراب، خشم، شرم، واکنشهای دفاعی و آسیبپذیریهای خاص خودش را دارد. تاثیر هر کدام از این موارد میتواند در قالب انتقال متقابل وارد جلسات درمانی شود و بر فرآیند درمان و ارتباط با درمانجو تاثیرگذار باشد. بنابراین تحلیل شخصی قبل از شروع فعالیت بالینی و تداوم آن بعد از شروع کار درمانگری اهمیت بسیار زیادی دارد. وقتی درمانگر نسبت به جلسات درمانی خودش متعهد باشد، این فرصت را دارد تا همواره با خود در تماس باشد، از این رو ظرفیت لازم برای زندانی الگوهای ارتباطی گذشته نشدن را در خود پرورش میدهد، و تاثیرپذیری متقابل شدیدی در جلسات با درمانجویان نخواهد داشت، یا اگر رخ داد به نحو بهتری میتواند خود و ارتباط درمانی با درمانجو را تنظیم کند. در اینجا منظور آسیبناپذیر شدن یا تاثیر نپذیرفتن از درمانجو نیست. بلکه تعادل بخشیدن درمانگر به عواطفش پس از تاثیرپذیری و تنظیم خود است. این ظرفیت درمانگر از این جهت اهمیت دارد که به چارچوب درمانی ثبات بیشتری میبخشد. ثبات نسبی چارچوب درمانی باعث احساس امنیت و قابل پیشبینی بودن جو درمانی میشود، در حالی که در درازمدت شالودهء آن در ساختار روانی درمانجو نیز درونیسازی میشود.
سخن پایانی
همانطور که در بالا اشاره کردیم چارچوب درمانی ترتیباتی دارد که برخی از آنها عینی و برخی انتزاعی هستند. رعایت این چارچوبها به فرآیند درمان تحلیلی ساختار میدهد. اگر ساختار درمان بطور ثابتی در طول دوره درمان حفظ شود، چارچوب پایداری را فراهم میآورد که درمانگر میتواند با بهرهگیری از آن به ارزیابی پاسخهای درمانجو بپردازد. برای مثال اگر درمانجو جلسات درمان را راس ساعت مقرر آغاز کند، دیگر درمانجو نمیتواند عدم حضور به موقع خود را با توسل به مشخص نبودن ساعت جلسات توجیه کند. درمانگر با اتخاذ این روش، راه را بر هرگونه توجیه درمانجو بسته و میتواند فرض کند که تخطی درمانجو از برنامههای توافق شده از برخی انگیزههای درونی ناشی میشود (مواردی که در آن واقعا عوامل بیرونی غیرمنتظره نقش دارند را شامل نمیشود).
باید یادآور بود که حفظ ثبات ساختار درمان از طرف درمانگر نیز اهمیت بسیاری دارد. تنها در این چارچوب است که میتوان به کشف، ارزیابی و نشان دادن انتقال به درمانجو پرداخت. از سوی دیگر، اگر برنامهء درمانگر نامشحص باشد یا در حفظ ساختاری پایدار شکست بخورد، آنگاه زمینه را برای مقاومت بیشتر درمانجو فراهم خواهد کرد. در نهایت اینکه در اینجا منظور از تاکید بر حفظ ثبات، اعمال شرایطی انعطافناپذیر و خشک نیست. بدیهی است که درمانگر باید ضمن رعایت اصول حرفهای، در یک وضعیت طبیعی و معمول با درمانجو قرار بگیرد و آداب اجتماعی معمول در روابط انسانی را بجا آورد.
نویسنده: رضا یزدانیمهر